الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
363
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
ممتنع مىگردد ) . پس هرآينه از براى او پشت سر خواهد بود وقتى پيش رو برايش باشد ، و ملتمس و خواستار تمام شدن خواهد بود وقتى نقصان لازمهء او شده باشد . و در اين صورت [ و با اين اوصاف كه بارىتعالى از آن منزّه است ] نشانهء مصنوع در او برپا خواهد شد ، و دليل [ بر صانع خود ] مىشود بعد از اينكه مدلول بود [ و همهء اشياء بر او دلالت داشتند ] ، و به سلطان امتناع خارج مىگردد از اينكه در او تأثير كند چيزى كه در غير او اثر مىكند ( يعنى اين امتناع از او سلب و به امكان تأثير غير در او متّصف مىگردد ) . و نيز در اين خطبه است : لا يُقالُ كانَ بَعدَ أَن لَم يَكُن فَتَجرِيَ عَلَيهِ الصِّفاتُ المُحدَثاتُ ، وَ لا يَكونُ بَينَها وَ بَينَهُ فَصلٌ ، وَ لا لَهُ عَلَيها فَضلٌ ، فَيَستَوِيَ الصّانِعُ وَ المَصنوعُ ، وَ يَتَكافَأَ المُبتَدِعُ وَ البَديعُ . گفته نمىشود هست بعد از نبودن ، زيرا صفات نوپديدآمدگان و مخلوقات بر او جارى شود ، و ميان آنها و او فرقى نباشد ، و او را بر آنها فضلى و امتيازى نمانَد . پس آفريننده و آفريده مساوى شوند ، و پديدآورنده و پديدارشده يكسان باشند . چنان كه ملاحظه مىفرماييد ، در اين بيانات امام عليه السلام كه خداوند متعال را از صفات نقص تنزيه فرموده ، استدلال شده است به حدوث خلق و اشياء و به اينكه اين صفات سلبيّه چون مجعول است و مصنوع ، ذات الهى كه جاعل و صانع است از آنها منزّه است و علاوه بر آن مستلزم مفاسد كثيرهء ديگر نظير شرك و عدم ابديّت و نقص و تركيب از اجزاء و عوارض اجسام و غيرها خواهد شد .